أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
281
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
استقسام كرده براى اخطار خير و شرّ آن كار تيرها را باهمديگر مخلوط كرده و به كيسهاى مىگذاشت . شخصى كه صاحب فال در حق او حسن ظنّ دارد دست به كيسه برده تيرها را يكيك بيرون مىآورد و به حكم كلمات محرّرهء در آنها عمل مىنمود . در نزد اهل جاهليّه از ضرورات دينيّه بوده است كه اگر به تختهاى كه « امرنى ربّى » در او نوشته شده بوده است اصابت شود خير بودن آن كار و كلمهء « نهانى ربّى » شرّ بودن او را مىفهمانيده است . اگر به تيرى كه هيچچيز در او نوشته نشده بود اصابت مىكرد آن كار را يك سال به تعويق انداخته پس از آن يك قرعهء ديگر مىكشيدند . بناء عليه هنگامى كه اين تفأّل را مىكردند . شخص فال بين به كلمههاى مسطورهء در آن تختهها نگاه كرده و احكام او را مىگفت كه مثلا عمل ننمودن به اين كار لازم است و يا آنكه بايد يك سال ديگر تعويق كرده و قرعه كشيده شود . به دست شخصى كه دست او را براى درآوردن تيرها داخل كيسه مىكردند به نام " ريانه " چرم نرمى مىبستند و مقصود از آن اين بوده است كه شخص معتمد عليه مبادا تيرهاى اشخاصى را كه دوست مىدارد به واسطهء دلالت نشان مخصوص پيدا كرده در آورد . اگرچه اين عبارت از ايفاى مأموريّت مهمّهء ازلام بوده و مأموريّت مذكوره منحصر به حلّ و فصل اختلافاتى بود كه در ميان حكومت و قبيلهاى واقع شود و فال بينى براى دفع خيالات كسانى بود كه منفردا به او مراجعه مىنمودند لهذا از يكديگر فوق زياد داشتند . نظر به روايت و اعتقاد بعضى از مورّخين استقسام ازلام عبارت از آن بوده است كه در ظهور امر مهمّى آن سه و يا هفت پارچه چوب را به روى سنگهايى كه نصب گفته مىشد و در حياط حرم شريف مسجد الحرام مركوز بودند گذاشته و در حقّ حصول اين كار از آن سنگها استمداد مىكردند و براى حصول رضاى آنها قربانها ذبح نموده و عرض عبوديّت و پرستش مىنمودند . « 1 »
--> ( 1 ) . جلد اول نسخهء كتابخانهء ملى با عبارت : « قد تمّت بعونه المتعال الجلد الاولى من مجلداته في شهر محرّم الحرام من شهور سنة 1307 من الهجرة النبويّه عليه و آله آلاف التحيّة و السلام » به پايان مىرسد و ادامه مطلب از جلد دوم شروع مىشود .